على محمدى خراسانى
265
شرح مكاسب (فارسى)
درب منزل بدون اينكه زبانا بگويد : بفرمائيد داخل شويد ، يا عملا دست او را گرفته و به داخل منزل هدايت كند ، و امساك مال [ اگر آن را نوعى تصرّف ندانيم . ] حال علّامه اوّل كه مستثنى منه را بيان مىكرد كلمهء تصرّف را آورد و فرمود : الصغير محجور . . . عن جميع التصرفات . . . سپس كه مستثنيات را مىشمردند ، به ايصال هديه و اذن دخول مثال زدند و آنها را هم استثناء كردند ، آنگاه اگر تصرفات را به معناى خودش بگيريم بايد اينها را استثناى منقطع بدانيم . ولى اصل در استثناء آنست كه متصّل باشد نه منقطع ، روى اين اصل و به قرينهء استثنائات مذكور ، در مستثنى منه يعنى كلمه تصرّف ، تصرّف كرده و مىگوئيم : مراد از آن مطلق افعال صبّى است و لو بر آن تصرّف اطلاق نشود ، پس ايصال هديه را هم شامل مىشود زيرا ايصال اگرچه تصرّف نيست [ و شاهدش آنست كه : چهبسا توسّط چهارپائى آن را بفرستد ، واحدى نمىگويد : چهارپا در هديّه تصرّف كرد . ] ولى فعل صبى هست ، اذن دخول هم كه صرفا با بازكردن درب انجام مىگيرد فعل بچه است و لو در كنارش نه اذن قولى به دخول داده و نه اذن فعلى كه دست او را بگيرد . . . بلكه گشودن درب منزل كاشف از رضايت صاحب منزل است و رضاى او تمام موضوع براى جواز ورود است نه كار طفل . پس مستثنا منه اينها را نيز شامل است و با استثناء خروج حكمى پيدا مىكنند و استثناء بدان معنى است كه لو لا الاستثناء داخل در مستثنى منه بودند . حال كه مراد از تصرّفات مطلق افعال صبى شد مىگوئيم : از جملهء افعال صبى همين انشائات او است [ كه فعل زبان است ] و مستثنى منه اين نوع از افعال را هم شامل شد و دليلى بر استثناء آن نرسيده ، پس در تحت مستثنى منه باقى مانده و صبّى محكوم به حجر و منع از آنها است ، و اوّل كلام ادّعاى اجماع شد كه چنين تصرفات يا افعالى در حقّ صبى تجويز نشده است .